تبلیغات
نیمرو
فید من  

آدرس ایمیل خودتان را وارد كنید تا آخرین نوشته ها برایتان ارسال شود :


گالری عكس
در حال بارگذاری ...
در مورد من

علی هستم. متولد سال 63 فوق دیپلم الكترونیك ساکن بجنورد ، هدفم از راه اندازی این وبلاگ و هر وقت فهمیدم بهتون میگم، همیشه سعی میكنم مطالب رو كامل بذارم اگه هم مشكلی بود نظر بدین سعی میكنم زود برطرفش كنم . اگه هم مشکلی نبود كه بعید میدونم نباشه تمنا میكنم بازم با نظرات سازندتون برای بهتر شدن وبلاگ كمكم كنید . سعی میكنم به همه نظرات در اولین فرصت جواب بدم.


لوگوی ما

نیمرو



آمار


Google Page Rank - گوگل پیج رنک
IP
تعداد افراد آنلاین

 
تماس با مدیریت وبلاگ ارسال ایمیل این وبلاگ را صفحه خانگی خود كنید! ذخیره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! RSS ATOM
دراینترنت در این وبلاگ
پنجشنبه 7 خرداد 1388

در دور دست

در دوردست از آلبوم باغ آینه ( احمد شاملو )
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحل ِ شکفته‌ی ِ دریای ِ سرد ِ شب
پُرشعله می‌فروزد.
 
آیا چه اتفاق؟
کاخی‌ست سربلند که می‌سوزد؟
یا خرمنی ــ که مانده ز کینه
در آتش ِ نفاق ــ؟
 

 
هیچ اتفاق نیست!
 
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
در ساحل ِ شکفته‌ی ِ شب شعله می‌زند;
وین‌جا، کنار ِ ما، شب ِ هول است
در کام ِ خویش گرم
وز قصه باخبر.
او را لجاجتی‌ست که، با هرچه پیش ِ دست،
روی ِ سیاه را
سازد سیاه‌تر.
 

 
آری! در این کنار
هیچ اتفاق نیست:
 
در دوردست آتشی اما نه دودناک،
وین‌جای دودی از اثر ِ یک چراغ نیست!
 
۱۳۳۸

ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی:
دكلمه، 
برچسب ها:
احمد شاملو، باغ آینه،  




پنجشنبه 7 خرداد 1388

شب گیر

شب‌گیر از آلبوم باغ آینه ( احمد شاملو )
برای ِ ادیب خوانساری و سِحر ِ صدای‌اش
 
مرغی از اقصای ِ ظلمت پر گرفت
شب، چرائی گفت و خواب از سر گرفت.
مرغ، وائی کرد، پر بگشود و بست
راه ِ شب نشناخت، در ظلمت نشست.
 

 
من همان مرغ‌ام، به ظلمت باژگون
نغمه‌اش وای، آب‌خوردش جوی ِ خون.
دانه‌اش در دام ِ تزویر ِ فلک
لانه بر گهواره‌ی ِ جنبان ِ شک.
 
لانه می‌جنبد وزاو ارکان ِ مرغ،
ژیغ ژیغ‌اش می‌خراشد جان ِ مرغ.
 
ای خدا! گر شک نبودی در میان
کی چنین تاریک بود این خاک‌دان؟
گر نه تن زندان ِ تردید آمدی
شب پُراز فانوس ِ خورشید آمدی.
 

 
من همان مرغ‌ام که وای آواز ِ او
سوز ِ ماءیوسان همه از ساز ِ او
او ز شب در وای و شب دل‌شاد از اوست
شب، خوش از مرغی که در فریاد از اوست،
گاه بالی می‌زند در قعر ِ آن
گاه وائی می‌کشد از سوز ِ جان.
 
خود اگر شب سرخوش از وای‌اش نبود
لاجرم این بند بر پای‌اش نبود.
 
وای اگر تابد به زندان‌بان ِ ریش
آفتاب ِعشقی از محبوس ِ خویش!
 

 
من همان مرغ‌ام، نه افزون‌ام نه کم.
قایقی سرگشته بر دریای ِ غم:
گر امیدم پیش رانَد یک نفس
روح ِ دریای‌ام کشانَد بازپس.
 
گر امیدم وانهد با خویشتن
مدفن ِ دریای ِ بی‌پایان و، من!
ور نه خود بازم‌نهد دریای ِ پیر
گو بیا، امید! و پاروئی بگیر!
 
خود نه از امید رَستم نی ز غم
وین میان خوش دست‌وپائی می‌زنم.
 

 
من همان مرغ‌ام که پر بگشود و بست
ره ز شب نشناخت، در ظلمت نشست.
نه‌ش غم ِ جان است و نه‌ش پروای ِ نام
می‌زند وائی به ظلمت، والسلام.
 
۱۳۳۸
 
ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی:
دكلمه، 
برچسب ها:
احمد شاملو، باغ آینه،  




پنجشنبه 7 خرداد 1388

برف

برف از آلبوم باغ آینه ( احمد شاملو )

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.

پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید! ــ
همه آلوده‌گی‌ست این ایام.

راه ِ شومی‌ست می‌زند مطرب
تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام
اشک‌واری‌ست می‌کُشد لب‌خند
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش ِ هم‌رنگ می‌زند رسام.



مرغ ِ شادی به دام‌گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموارْجای ِ دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!

تشنه آن‌جا به خاک ِ مرگ نشست
کآتش از آب می‌کند پیغام!
کام ِ ما حاصل ِ آن زمان آمد
که طمع بر گرفته‌ایم از کام...
 
خام‌سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف ِ تازه، سلام!
۱۳۳۸

ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی:
دكلمه، 
برچسب ها:
باغ آینه، دكلمه، احمد شاملو،  




پنجشنبه 7 خرداد 1388

اتفاق

اتفاق از آلبوم باغ آینه ( احمد شاملو )

مردی ز باد ِ حادثه بنشست
مردی چو برق ِ حادثه برخاست
آن، ننگ را گُزید و سپر ساخت
وین، نام را، بدون ِ سپر خواست.
 

ابری رسید پیچان‌پیچان
چون خِنگ ِ یال‌اش آتش، بردشت.
برقی جهید و موکب ِ باران
از دشت ِ تشنه، تازان بگذشت.

آن پوک‌تپه، نالان‌نالان
لرزید و پاگشاد و فروریخت
و آن شوخ‌بوته، پُرتپش از شوق،
پیچید و با بهار درآمیخت.

پرچین ِ یاوه‌مانده شکوفید
و آن طبل ِ پُرغریو فروکاست.
مردی ز باد ِ حادثه بنشست
مردی چو برق ِ حادثه برخاست
۱۳۳۸

ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی:
دكلمه، 
برچسب ها:
دكلمه، احمد شاملو،  




پنجشنبه 7 خرداد 1388

خواب وجین گر

خواب وجین گر از آلبوم باغ آینه ( احمد شاملو )

خواب چون در فکند از پایم خسته ...
می خوابم از آغاز غروب
لیک آن هرزه علفها که به دست
ریشه کن می کنم از مزرعه روز
می كنمْ شان ... شب .... در خواب .... هنوز...

دانلود دكلمه با كیفیت 16 كیلو بایت سایز 75.56 كیلو بایت
دانلود دكلمه با كیفیت 32 كیلو بایت سایز 147.64 كیلو بایت




 پیشنهاد میكنم این مرورگر سریع رو حتما نصب كنید از اینترنت اكسپلورر سریعتر ،  امن تر و باحال تره .

 دانلود Firefox 3. 0. 9  با لینك مستقیم از پرشین گیگ

Download

Download
Latest Version

7.18MB

 مشخصات از سایت منبع

Title:   Firefox 3.0.9

Filename: Firefox Setup 3.0.9.exe

File size: 7.18MB (7,527,808 bytes)

Requirements: Windows 2000/XP/2003/Vista/XP64/Vista64

License: Open Source

Date added: April 22, 2009

Author: Mozilla Organization

www.mozilla.org

www.mozilla.com/firefox/

Homepage: www.mozilla.com/firefox/

 

دانلود تمامی نسخه های این مرورگر از این سایت      www.filehippo.com






دوشنبه 17 فروردین 1388

مریم حیدرزاده

دانلود دكلمه های مریم حیدر زاده با لینك مستقیم 
ارسال بهداغ کن - کلوب دات کام
طبقه بندی:
دكلمه، 




(تعداد کل صفحات:2)      1   2  

.:: آخرین مطالب ارسالی ::.
در دور دست پنجشنبه 7 خرداد 1388
شب گیر پنجشنبه 7 خرداد 1388
برف پنجشنبه 7 خرداد 1388
اتفاق پنجشنبه 7 خرداد 1388
خواب وجین گر پنجشنبه 7 خرداد 1388
مرورگر فایرفاكس 3.9 آخرین ورژن جمعه 4 اردیبهشت 1388
مریم حیدرزاده دوشنبه 17 فروردین 1388
فرهاد دوشنبه 17 فروردین 1388
شعرهای فروغ فرخزاد دوشنبه 17 فروردین 1388
دكلمه های حسین پناهی یکشنبه 9 فروردین 1388
دكلمه های شازده و نازپری جمعه 7 فروردین 1388
دكلمه های نازپری جمعه 7 فروردین 1388
دكلمه های شازده دوشنبه 3 فروردین 1388

منوی اصلی

ابزارها

دانلود آخرین ورژن مرورگر فایر فاكس

برچسب ها
لینكدونی
لوگوی دوستان