تبلیغات
نیمرو - در مورد نیمرو
فید من  

آدرس ایمیل خودتان را وارد كنید تا آخرین نوشته ها برایتان ارسال شود :


گالری عكس
در حال بارگذاری ...
در مورد من

علی هستم. متولد سال 63 فوق دیپلم الكترونیك ساکن بجنورد ، هدفم از راه اندازی این وبلاگ و هر وقت فهمیدم بهتون میگم، همیشه سعی میكنم مطالب رو كامل بذارم اگه هم مشكلی بود نظر بدین سعی میكنم زود برطرفش كنم . اگه هم مشکلی نبود كه بعید میدونم نباشه تمنا میكنم بازم با نظرات سازندتون برای بهتر شدن وبلاگ كمكم كنید . سعی میكنم به همه نظرات در اولین فرصت جواب بدم.


لوگوی ما

نیمرو



آمار


Google Page Rank - گوگل پیج رنک
IP
تعداد افراد آنلاین

 
تماس با مدیریت وبلاگ ارسال ایمیل این وبلاگ را صفحه خانگی خود كنید! ذخیره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! RSS ATOM
دراینترنت در این وبلاگ


از وبلاگ شازده کوچولو  با ماست :

هر نیمرو حاوی یک پیام فلسفی­ مهم است. در هر نیمرو، همان چیزی که بنا بر فهم عمومی، دقیقا باید «تمام­رو» به شمار آورده شود، به طرزی کاملا عجیب «نیم‌رو» نامیده شده. پس نیمرو حامل این پیام مهم است: تنها چیزی که وجود دارد نیم ­روست. تمام­رو وجود ندارد. رو وجود ندارد: تمام حقیقت همیشه نیمی از حقیقت است و تمام فریب همیشه نیمی از فریب.

دو نیمروی عین هم نمی­توان درست کرد. هیچ دو نیم­رویی در دنیا شبیه به هم نیستند. پس چیز متقارنی در جهان وجود ندارد. امر متقارن وجود ندارد. مرکز تقارنی وجود ندارد (که دو نیم­رو را به تمام­رو تبدیل کند). هویت وجود ندارد (تمام­رو وجود ندارد). تنها رویداد (نیم­رو) است که هست. که دیگر نیست (خورده شد). که رویداد (نیم­روی) دیگر­ی­ست که هست. که دیگر نیست (خورده شد). و همین­طور تا آخر.

(حالا باز) دو نیمروی عین هم نمی­توان درست کرد. هر نیمرو رویدادی یکه است در تاریخ هنر. نیمرو هر بار به شیوه­ای کاملا منحصر به فرد بیان (پخته) می­شود و شکلی کاملا غیرقابل پیش­بینی و خاص به خود می­گیرد (تابه­ = بوم، تخم­مرغ = رنگ، نیمرو = اثر هنری). پختن و خوردن نیمرو نشانه­ی کاملی از آفرینندگی است.

نیمرو یادآوری این نکته است که یک ماهی­تابه توی آشپزخانه چقدر ممکن است از یک تابلوی هنری-تاریخی که از دیوار یک گالری آویزان شده، هنری­تر باشد. نیمرو به این ترتیب ماهیت فریبکارانه­ی تاریخ هنر، شیوه­های آکادمیکِ تولید و نقد هنری و سبک مصرف سرمایه­دارانه­ی هنر در دنیای معاصر (هنر به مثابه کالا و تزیین) را به خوبی افشا می­کند (جلز و ولز = موسیقی اعتراض).

نیمرو پذیرنده است. انواع چیزها را می­توان در نیمرو ریخت. نیمرو این توانایی را دارد که به راحتی با انواع چیزها ترکیب ­شود (گوجه­فرنگی، فلفل دلمه، سوسیس، کالباس، خرما و ...) و هر بار کیفیتی کاملا جدید را به وجود بیاورد. زندگی با نیمرو بد نمی­گذرد. نیمرو درعین سادگی بسیار انعطاف پذیر است و به طور نسبی خیلی دیر آدم را خسته می­کند.

هر نیمرو با یک شوک (شکستن یک پوسته) و در پی آن با یک ریزش آزاد از درون به برون (وقتی زرده و سفیده از پوسته بیرون می­آیند و روی تابه می­ریزد) پخته (بیان) می­شود. نیمرو نمونه­ای ناب است از هنر اکسپرسیونیستی. یا بهتر بگوییم یک اکسپرسیونیزم انتزاعی واقعی (یک شوک، یک ریزش، دو رنگ. دایره­ها را به یاد بیاورید).

نیمرو بی­شک ترکیب است: روغن و تخم­مرغ و نمک و نان. با این حال نیمرو یک چیز واحد است، یک عنصر مطلق (مقایسه کنید با قرمه سبزی). نیمرو با وجود این­که فقط تخم­مرغ نیست، فقط تخم­مرغ است و بس: فرآوری در اوج خلوص (روغن). تکثر در اوج یکپارچگی (تخم مرغ به مثابه مفهوم مرکزی). تزیین در اوج سادگی (نمک). و خورده شدنی کاملا عملکردی (نان). نمونه­ای ناب از هنر مینیمال.

در پخته شدن هر نیمرو، یک تابه­ی (شرایط محیطی) داغ دخیل است (تابه = ساختار). نیمرو هشداری واقعی­است در مورد چیزی که بوردیو «تحلیل برون متنی آثار فرهنگی و هنری» می­نامد. توجه به تاثیر عوامل بیرون از متن بر متن. شکل نیمرو همان­قدر که تابع نحوه­ی شکستن پوسته و ریزش سفیده و زرده است، تابع منطق بیرونی ماهی­تابه­ی داغ هم هست.

فراتر ازین نیمرو یک تکنولوژی است در معنای «خالص» آن. یک تکنولوژی مطلق. نیمرو در طول زمان تکامل پیدا نمی­کند. بشر یا بلد است نیمرو درست کند یا بلد نیست. هیچ حالت برتر و تکامل­ یافته­تری را نمی­توان برای یک نیمروی متعالی­ تعیین کرد. نیمرو یک «تکنولوژی وجودی» است.

نیمرو بر خلاف غذاهای دیگر، سخت به اسارت سرمایه­داری در می­آید. کم ­رستورانی پیدا می­شود که نیمرو بفروشد. نیمرو بیگانه نمی­شود و بیگانه نمی­کند. نیمرو برخاسته از میل محض است. گرسنگی محض. گرسنگی بدون تشریفات. گرسنکی نه به عنوان یک «نبودن» در معده و نه به عنوان یک «فقدان». گرسنگی به عنوان «بودنِ» یک نبودن در معده. گرسنگی به عنوان یک «دارایی». نیمرو آنتی-اودیپ است. گرسنه­ی نیمرو بودن از جنس هوس است. از جنس میلی بی­رحم. نیمرو اسطوره­ی مقاومت است.

نیمرو نه به عوام تعلق دارد، نه به نخبگان و به این ترتیب نیمرو تقابل میان Low culture وHigh culture را از میان برمی­دارد.

و سرانجام این­که نیمرو فراسوی منطق سنتی/مدرن حرکت می­کند (برخلاف آب­گوشت). در دنیای مدرن غذاهای سنتی کم­کم جای خود را به غذاهــــــای تولید انبوه شده­­­ی مدرن (Fast Food-Art-Culture-Life) می­دهند، اما نیمرو با وجود این­که به یک معنی پدیده­ایست کاملا سنتی­، به راحتی و عمیقا با منطق دنیای مدرن گره ­خورده است. تمام پیتزافروشی­های جهان هم برای رقابت با نیمرو ناتوان به نظر می­رسند. نیمرو رقیب ندارد. نیمرو بهترین غذای دنیاست.

 از زبان خودم :
نیمرو مفهوم ادراك نشده ی یك حقیقت است . دورنگ و دوگانه ، متناقض و بیگانه ، چیزی كه شاید نمی فهمیم و بر درك آن رغبت نداریم و شاید میفهمیم و میخواهیم ساده از كنارش بگذریم همیشه كائنات جنبه های پنهان خویش را برایمان گسترش میدهد و ما همچنان بر نیمه ی غیر واقعی حقایق اصرار می ورزیم . كائنات رموز خود را برایمان آشكار می سازد و ما همچنان غرق حقیقت دروغین نیمروی دیگر آنهاییم. نیمرو با گذشته بیگانه نیست، از آن درس میگیرد و میآموزاند ، به آینده امیدوار است و در حال می زیید. بستری ست برای آسایش و رضایت.در فكر ریشه میكند و بر دل مینشیند. نیمروی دیگر خود را بشناسید و تلاش كنید فقط زندگی كنید با نیم رو سعی خواهیم كرد روی دیگر حقیقتمان را بشناسیم و امیدوارم به این مهم دست یابیم.



.:: آخرین مطالب ارسالی ::.
در دور دست پنجشنبه 7 خرداد 1388
شب گیر پنجشنبه 7 خرداد 1388
برف پنجشنبه 7 خرداد 1388
اتفاق پنجشنبه 7 خرداد 1388
خواب وجین گر پنجشنبه 7 خرداد 1388
مرورگر فایرفاكس 3.9 آخرین ورژن جمعه 4 اردیبهشت 1388
مریم حیدرزاده دوشنبه 17 فروردین 1388
فرهاد دوشنبه 17 فروردین 1388
شعرهای فروغ فرخزاد دوشنبه 17 فروردین 1388
دكلمه های حسین پناهی یکشنبه 9 فروردین 1388
دكلمه های شازده و نازپری جمعه 7 فروردین 1388
دكلمه های نازپری جمعه 7 فروردین 1388
دكلمه های شازده دوشنبه 3 فروردین 1388

منوی اصلی

ابزارها

دانلود آخرین ورژن مرورگر فایر فاكس

برچسب ها
لینكدونی
لوگوی دوستان